
به گزارش سرویس مکتب دفاعی پایگاه اطلاع رسانی وسائل، امروزه جهان اسلام یکی از مقاطع حساس تاریخی را پشتسر میگذارد و با دو چالش بسیار مهم روبهرو است؛ اشغالگری و استبداد؛ زیرا دشمنان اسلام و مستکبران جهانی از بیم گسترش نفوذ و اقتدار مکتب اسلام در عرصه بین المللى به صورت علنى تر مسلمانان را از هر مرام و مذهبی تهدید کرده؛ از بیدارى اسلامى و تسلط ملتهاى مسلمان بر سرنوشت خود بیم دارند و از اتحاد و یکپارچگى آنان به شدت در هراسند و مصمم شدهاند تا به هر قیمتى مانع ظهور دوباره تمدن اسلامى شوند.
از اینرو به دنبال سیطره بر بلاد اسلامى و چپاول منابع و ثروت هاى آنان بر آمدهاند؛ چنانکه وضعیت کشورهای اسلامی همچون فلسطین، افغانستان، عراق و سوریه نمونه هاى بارزى از این هجوم در دوران معاصر است.
نتیجه رویارویی با این چالش دوگانه، رشد و شکوفایی جنبشهای مقاومت اسلامی و ایستادگی آنها در دو جبهه است؛ جبهه مبارزه با اشغالگران و جبهه مبارزه با مزدورهای مستبد و ستمگر؛ به عبارت دیگر، یک جبهه خارجی و دیگری داخلی است و هر اندازه اشغالگری و استبداد سیاسی افزایش و توسعه پیدا کند، در مقابل آن جنبشهای مقاومت و رویارویی نیز رشد و توسعه بیشتری به خود میگیرند.
پس از فروپاشی شوروی سیاست بلندمدت آمریکا به عنوان دولتی مستکبر برپایه نفوذ در کشورهای اسلامی روبه گسترش است، سیاستهای کلی مقاومت مردمی نیز در حال شکلگرفتن است و راه خود را به سوی تکامل، نظم و قانونمندی در دو جبهه خارجی و داخلی میپیماید.
در این حال بدیهی به نظر میرسد که این سیاستها باید طبق موازین فقه اسلامی نظریهپردازی و سپس قانونگذاری شود تا مسلمانان، همگی بر طبق آن مقاومت خود را ساماندهی و عملیاتی کنند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تشکیل حکومت دینی مبتنی بر فقه حکومتی، الگوی جدیدی از مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد را در عرصههای مختلفی همچون دوران دفاع مقدس و ایستادگی در برابر تحریمهای ظالمانه پس از جنگ تحمیلی با پیشرفتهای نظامی، علمی و صنعتی به نمایش گذاشت.
الگویی از مدیریت در عرصه قدرت، سیاست و حاکمیت را متجلی ساخته؛ شکل نوینی از تاثیرگذاری و متفاوت از کارکرد تاریخی مزبور را بنا نهاد و نوع جدیدی از احیاگری و بیداری فکری را سامان داد و هدایت کرد.
جمهوری اسلامی ایران با خیزش اسلامی و ظرفیت تمدنسازی نشأت گرفته از روح انقلاب و برافراشتن مجدد پرچم فرهنگ و تمدن اسلامی از نقاط مختلف جهان اسلام فراتر رفته و روح بیداری اسلامی را از آسیا گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین گسترش داده است.
جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی نظم نوینی را نوید میدهد که بنیادهای معادلات سیاسی و امنیتی موجود را در اشکال نرم و سخت با چالشهای جدی و بیسابقه مواجه کرده است.
بنابراین شرایط جدید جهانى ایجاب مىکند که مسلمانان به ویژه نسل جوان بیش از پیش با ظرفیتهاى فراوانى که در مکتب و فرهنگ اسلام وجود دارد، آشنا شوند و از عزت، شرافت و استقلال خود دفاع کنند .
وجوب دفاع از سرزمینهاى اسلامى از ضروریات فقه اسلام است و فقیهان شیعه و سنى در آثار فقهى خود در مبحث جهاد بدان پرداختهاند؛ از اینرو آشنایى با اهمیت و ارزش دفاع، از یک سو، احکام و مسائل آن از سوى دیگر در شرایط کنونى حائز اهمیت است.
معنای لغوی جهاد
ریشه این واژه را میتوان از «جَهد» بـه معنای مشقت و سختی یا از کلمه «جُهد» به معنای کوشش گسترده و وسیع به اندازه طاقت دانسـت؛ اهللغت میگویند: جهاد از جَهد یا جُهد در لغت به معنای «صعوبت و مشقت» (احمد ابن فارس ابن زکریا، معجم مقائیس اللغه، ص 486)؛ «تلاش تؤام با رنج»(سعید الخوری الشرتونی، اقربالموارد، ص 560).
مفهوم اصطلاحی جهاد
صاحب جواهر تعریف جهاد از نظر شرع و فقه اسلامی را چنین بیان میکند«نثار جان و هر آنچه از اموال که در محاربه با مشرکین یا باغین لازم باشد یا در مسیر اعلای کلمه اسلام و برپایی شـعائر ایمـان کـه در این صورت اختصاص به کفار و اهل بغی ندارد»(محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 3).
تفاوت مفهوم جهاد با اصطلاحات مشابه
برای روشنتر شدن معنای دقیق واژه «جهاد»، لازم است تفاوت آن بـا برخی اصطلاحات مشابه بررسی شود.
آیاتی که در قرآن به جهاد مربوط است با واژههای مختلفی به این امر پرداختهاند.
واژه جهاد و مشتقات آن 35 بار در قرآن به کار رفته است، اما سایر واژهها به شرح زیـر در قرآن آمده است:
الف. حرب و محاربه: در قرآن مجید، واژه «حرب» و «محاربه » در مواردی بـه معنای جنگ به کار رفته است.(مائده،64؛ انفال 57)
البته در بعضی موارد نیز در معنایى غیر از مفهوم مصطلح «جنگ»به کار رفته است.(بقره، 279)
جنگ واژهای مربوط به دوران جاهلیت پیش از اسلام است؛ جنگ میتواند هم بر حق و هم بر باطل باشد، همانگونه که میتواند عادلانه یا ستمگرانه ، مشروع یـا غیر مشروع باشد؛ افزودن برخی از این صفات یا همه آنها به جنگ رواست، اما افزودن آنها به جهاد روا نیست؛ به همین سبب، نه در قرآن و نه در سنت، هیچگاه جنگ، جایگاه جهاد را ندارد.
جهاد را نباید با یک عملیات نظامی کور که هدفی جز تخریب ندارد اشتباه گرفت؛ جهاد، هم هدفمند است و هم در چارچوب حدود و قواعد که این دو امر باعث می شوند جهـاد اقدامی انسانی و در راستای کمال انسان و جامعه باشد.(ر.ک: محمدبن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 6 باب اول از ابواب جهاد العدو و ما یناسبه، حدیث 8).
ب. قتال: ماده دیگرى که در قرآن به معناى «جنگ» به کار رفته ، «قتل» است که در مجموع 170 بار با مشتقات مختلف در قرآن استعمال شده است.
تفاوت جهاد بـا قتال دراین است که کلمه جهاد در اصطلاح مکتب اسلام، اگر مطلق هم به کار برده شود ، مفهوم تکاپو در راه هدف الهی، حتی با از دست دادن حیات را در بر دارد، ولی قتال و مقاتله ، تلاش و گلاویزی است که تنها اگر با هدف الهی بوده باشد ، جهاد نامیده میشود؛ بنابراین اگرچه هر جهادی قتال است، اما هر قتالی جهاد نیست.(محمدتقی جعفری، جهاد در اسلام، ص14)
ج ـ سفک دم (خونریزى): «سفک دم» که به معناى خونریزى است و دو بار در قرآن کریم «سفک دم»، اعم از قتال است(بقره،30؛ بقره،84) و تنها در مـورد جنگ به کار نمىرود.
به طور کلی در میان واژهها و تعابیرى که در قرآن به معناى جنگ به کار رفتهاند بعضى از آنها، مثل «حرب»، «محاربه»، «قتال»، «مقاتله» و «اقتتال» بار ارزشى ندارند، بنابراین مىتوانند خوب یا بد باشند؛ اما در میان واژههای به کار رفته در قرآن، اصطلاحاتى نیز وجود دارد که بار ارزشى، اعم از مثبت یا منفى دارند، نظیر «جهاد» و «سفک دم».
هر چند جهاد در استعمالات قرآنی، همیشه بار مثبت ندارد و گاهى در مصادیق منفى نیز به کار رفته است(عنکبوت، 8).
اما در فرهنگ اسلامى، کلمه «جهاد» بـار ارزشى مثبت دارد و بر عکس آن، «سفک دم» داراى بار ارزشى منفى است.
جهاد بـر جنگى اطلاق میشود که اهداف حقطلبانه و عادلانه دارد، از اینرو، برخى از مترجمان، آن را بـه «جنگ مقدس» ترجمه مىکنند؛ عکس آن، واژه «سفک دم» است که اهداف حقطلبانه ندارد.
همچنین باید توجه داشت که هر کجا پس از جنگ، قید «فى سـبیل االله» ذکر شود، بر حقانیت و خداپسندانه بودن آن جنگ دلالت دارد؛ خواه این قید پس از لفظ «جهاد » و همخانوادههاى آن که خود به خود نیز بار ارزشى مثبت دارد، به کار رود و خواه بعد از واژه قتال و کلمات همخانوادهاش ـ که خود به خود هیچگونه بار ارزشى ندارند. (ر.ک.محمدتقی مصباح، جنگ و جهاد در قرآن، ص 14-13).
اقسام جهاد
شهید ثانى در بیان اقسام جهاد، پس از آنکه از جهاد ابتدایى سخن گفته، قسم دوم جهاد را جهاد دفاعى دانسته، هنگامى که دشمنان کافر بر مسلمانان هجوم آوردند و قصد تسلط بر سرزمینهاى اسلامى یا به اسارت گرفتن مسلمانان یا گرفتن اموال و چپاول ثروتهایشان و یا تعرض به حریم و زن و فرزند آنان را داشته باشند، زمان جهاد دفاعى است(ر.ک: شرح لمعه، ج2، ص372).
شیخ جعفر کاشف الغطاء براى جهاد پنج قسم قائل است که یک قسم آن ابتدایى و چهار قسم نیز دفاعى است؛ گاه جهاد براى حفظ اساس اسلام در برابر هجوم کفار به سرزمین هاى مسلمین و شهرها و روستاهاى مسلمات است و هدفش محو اسلام و حاکم کردن کفر و نشانههاى آن است؛ گاه جهاد براى دفع متجاوزان به خون مسلمانان و نوامیس آنهاست؛ گاه جهاد براى دفاع از گروهى از مسلمانان است که با گروهى از کافران درگیر شده و خوف استیلاى کفار بر آنان مىرود و بالاخره گاه جهاد به منظور بیرون راندن کافرانى است که بر سرزمین هاى مسلمین مسلط شده و نجات مسلمانان از دست متجاوزان است.
وى در ادامه با بیان تکلیف مسلمانان در راه آزادسازى سرزمینهاى اسلامى با بذل آبرو و مال و سلاح و تدبیر، این نوع از جهاد را برترین اقسام جهاد شمرده و بزرگترین وسیله نیل به قرب الهى و افضل از جهاد ابتدایى براى دعوت کفار به اسلام مىخواند.(جعفر، کاشفالغطاء،کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج4، صص9 – 287)
مهمترین تمایزات جهاد دفاعی از جهاد ابتدایی
1. وجوب جهاد دفاعى، مطلق است
اکثریت قاطع فقها با صراحت اعلام کردهاند که وجوب جهاد ابتدایى مشروط به شرایطى است که به تفصیل در «کتاب الجهاد» مورد بحث قرار گرفته از آن جمله، مرد بودن، سلامت جسمانى، حریت، بلوغ، حضور امام معصوم (ع)، اذن امام، برخوردارى از امکانات مالى براى حضور درمیدان جنگ و جهاد است؛ اما هیچیک از شرائط مذکور در جهاد دفاعى لازم نیست، تنها قدرت و توانایى بر دفاع و مقاومت در برابر دشمن کافى است که جهاد بر انسان واجب شود.
درمیان قدما، شیخ مفید، ابن حمزه، ابن زهره، ابن براج، ابى الحسن حلبى کیدرى و شیخ طوسى با صراحت این مطلب را در آثار فقهى خود آوردهاند.
در میان فقهاى اعصار بعدى، علامه حلی، شهید ثانى، ابن فهد حلى، سید على طباطبایى، شیخ حسن نجفى، میرزاى قمى، کاشف الغطاء و گروهى دیگر قائل به اطلاق وجوب جهاد دفاعىاند که برخى از آنان با صراحت این فرع را مطرح کرده و شرائط جهاد ابتدایى را در دفاع نفى کردهاند.
امام خمینى(ره) در کتاب امر به معروف و نهى از منکر، فصلى را با عنوان «دفاع» گشوده و زوایاى مختلف آن را در برابر هجوم نظامى، اقتصادى، سیاسى و فرهنگى دشمنان اسلام مطرح نمودهاند.
دفاع از بلاد مسلمین را در برابر دشمنى که براى اساس اسلام و مسلمین خطر دارد، به هر وسیله ممکن مانند بذل جان و مال بدون هیچ قید و شرطى واجب شمردهاند؛ چه اینکه دفاع در برابر استیلاى سیاسى و اقتصادى دشمنان را که به اسارت سیاسى و اقتصادى و وهن اسلام و مسلمین و ضعف ایشان مىانجامد، از طریق روش هاى مشابه و مقاومت هاى منفى مانند تحریم کالاهاى آنان و ترک مراوده و رابطه سیاسى و تجارى واجب دانستهاند(تحریر الوسیله، ج1، صص462 – 461).
2. لزوم دفاع در برابر هر دشمنی
جهاد ابتدایى فقط با کفار مشروع است ولى جهاد دفاعى با هر دشمنى که سرزمینهاى اسلامى و جان و مال مسلمانان را تهدید کند، واجب است هر چند دشمن گروهى از مسلمانان فاسق و ریاست طلب و دنیا خواه باشند.
این نکته نیز نشان از اهمیت دفاع از سرزمین هاى اسلامى دارد و ریختن خون چنین مسلمانانى که با کفار همدستى کرده و به جنگ مسلمانان آمدهاند، مباح است.
صاحب ریاض ضمن بیان این حکم، مسلمانان را از همکارى با کفار و مشرکان هشدار مىدهد و به نکاتى بس ارزشمند اشاره دارد و مىگوید«اگر مسلمانان تصور کنند که در مصاحبت و متابعت کفار ضررى به دین ایشان نخواهد رسید این تصورى است باطل، چه قصد مشرکین ابطال دین مبین و استیصال آئین مسلمین است؛ چنانکه به حکم عادت، هر ذى ملتى رواج ملت خود و کساد سایر ملل خواهد و اگر کفار در آغاز کار به ملاحظه مصلحت، اخفاى قصد خود کنند و ضرر به دین ایشان نرسانند، بىشبهه پس از ابتلاى تام، اظهار مقصود نمایند و اثرى از دین ایشان نگذارند»(علامه حلى، ارشاد الاذهان به نقل از ینابیع، ج31، ص44).
انواع دفاع و مقاومت مسلحانه و مبانی فقهی آنها
الف. مقاومت داخلی: مبانی فقهی مقاومت داخلی که از کتاب و سنت استفاده میشود عبارت است از امر به معروف و نهی از منکر، که بالاترین مراتب آن توسل به زور که همان مقاومت مسلحانه است و پایینترین مرتبه آن خشم درونی و نفرت از ظالم و به دور بودن از اوست، و برای مرتبه میانی میتوان از اموری همچون تحریم سیاسی، اداری و اقتصادی رژیم ظالم و افشاگری ضد آن نام برد.
ب. مقاومت و دفاع در برابر اشغالگر خارجی: مبانی فقهی مبارزه با اشغالگر خارجی و وجوب کمکرسانی به مسلمانان آن منطقه که میتوان از کتاب و سنت استنباط کرد عبارت از آیه قتال(نساء، 75) و روایاتی از رسولاکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) که از طرق شیعه و سنی وارد شده است.
1. قرآن کریم
«وَما لَکُم لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَالمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلدانِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هٰذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ أَهلُها وَاجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا وَاجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصیرًا»(نساء 75)؛ چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمیکنید؟! همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!
مفسران اتفاقنظر دارند که این آیه درباره دعوت مسلمانان از مهاجران و انصار برای دفاع از مسلمانان مستضعف در مکه نازل شده است؛ به این صورت که پس از هجرت مسلمانان به سوی مدینه، شماری از آنان در مکه باقی ماندند و نتوانستند هجرت کنند؛ این عده مورد تحقیر و آزار و اذیت شدید کافران قریش واقع شدند، آنها همواره به درگاه خداوند متعال تضرع و دعا مینمودند و نجات خود را از این ظلمی که به آنها روا میشد؛ درخواست مینمودند که خداوند متعال این آیه را نازل فرمود و مؤمنان را به سوی جنگ با قریش جهت نجات این عده مسلمان مستضعف دعوت نمود.( محمد مهدی، آصفی، مبانی فقهی مقاومت مسلحانه).
2. روایات پیامبراکرم(ص) و اهل بیت(ع)
شیخ کلینی در کافی نقل کرده است که رسول اکرم(ص) فرمود «من اصبح لا یهتم فلیس بمسلم»؛ کسی که صبح کند در حالی که به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست.(مجلسی، بحارالأنوار، ج71، ص337)
و در «نوادر راوندی» از حضرت موسیبن جعفر(ع) از پدرانش(ع)، از رسولاکرم(ص) نقل شده است که فرمود«من اصبح لا یهتم بأمور المسلمین فلیس فی شیء و من شهد رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس من المسلمین»؛ کسی که صبح کند در حالی که به امور مسلمنی اهتمام نورزد، از اسلام به دو راست و کسی که ببیند شخص را که فریاد میزند: این مسلمانان به دادم برسید و او را یاری ندهد مسلمان نیست.(مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 72، ص21)
در «مستدرک الصحیحین» با تعلیقات ذهبی از رسول اکرم(ص) روایت شده که فرمود «من لم یتق الله فلیس من الله فی شیء، و من لم یهتم بأمور المسلمنی فلیس منهم»؛ کسی که تقوای الهی نداشته باشد، از خداوند به دور است و کسی که به امور مسلمانان اهتمام نورزید از آنان نیست»(حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک الصحیحین، ج 4، ص 352 و 356)
3. دلیل عقلی
این دلیل قیاس است که از دو مقدمه (صغری و کبری» تشکیل میشود و نتیجهای که به دست میآید حکم شرعی است در مسألهای که عقل در آن حکم کرده و این بدان معنان نیست که عقل خود تشریع کننده است و شرع تابع اوست؛ بلکه به این معنا است که عقل حکم شرع را به دست میآورد و کاشف از آن میباشد:
1. صغرای قیاس، حکم عقل به حسن دفاع انسان از جان و عرض و مال و میهن خود و قبح تسلیم شدن به دشمنی که به میهن او تجاوز کرده و حقوق و اموال او را غصب میکند و این حکم از احکام عقل عملی است؛
2. کبرای قیاس؛ ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع و این که اگر عقل به حسن دفاع و قبح تسلمی در برابر دشمن حکم کند، شرع نیز برطبق آن به وجوب دفاع و حرمت تسلیم میکند و این حکم از احکام عقل نظری است.
البته این به آن معنا نیست که دو عقل وجود دارد، بلکه فرق بین آن دو از لحاظ متعلق حکم عقل است؛ یعنی اگر عقل به حسن یا قبح عمل خاصی همچون قبح تسلیم شدن در برابر دشمن (در صورتی که توانایی مقاومت و احتمال پیروزی وجود داشته باشد) و حسن دفاع حکم کند، این حکم را حکم عقل عملی گویند و اگر حکم او در اموز نظری باشد، آن را حکم عقل نظری گویند.
نتیجه قطعی و غیرقابل انکار از ضمیمه صغرا و کبرای قیاس یاد شده به دست میآید که عبارت است از وجوب شرعی دفاع و مقاومت در برابر دشمن و حرمت تسلیم شدن به او (در صورتی که توانایی مقاومت و احتمال پیروزی وجود داشته باشد) است.( محمد مهدی، آصفی مبانی فقهی مقاومت مسلحانه)
دوران جنگ تحمیلی ایران نمونه عینی دفاع از سرزمین اسلامی
تعبیر دفاع مقدس از جنگ تحمیلی در ایران اسلامی، شاکله هویت ملت و رزمندگان را تشکیل میدهد.
کاربست عنوان «دفاع مقدس» برای جنگ تحمیلی حاکی از پیوند اندیشههای اسلامی با شرایط موجود بود؛ براین اساس در تمامی این دوران، رزمندگان شرایط موجود را با تأکیدات قرآنی و اسلامی در زمینه جهاد دفاعی مطابقت میدادند؛ از این رو، مفاهیمی کـه در بطن آموزههای دینی در صدر اسلام، موجب انگیزش مسلمانان میشد، در این دوره نیز زمینههای تاثیرگذاری پیدا کرده بودند.
تمامی رفتارها و روندهای حاکم بر شرایط جنگی متأثر از مفاهیم معنوی و مذهبی بود و این آثار در تمام عملیاتها(از جمله در نام آنها)، شعارهای جبهه، سخنرانیهای فرماندهای نظامی و سیاسی و در تمامی تعابیر عمومی آحاد مردم مشهود بود.
تبیین از جنگ بـه منزله «رودررویی تمام کفر با تمام ایمان» زمینههای اثرگذاری مفاهیم قدرتزایی نظیر «دفاع» و «جهاد» را در فرایند جنگی کاملاً مهیا میساخت.
تهاجم جناح «کفر» و «استکبار» به حریم سرزمین اسلامی به قصد«نابودی اسلام» و «غصب سرزمین اسلامی»، پتانسیلهای نهفته در مفاهیم یاد شده را برای جامعه اسلامی به صورت قدرتهای بالفعل شعلهور میساخت.
راهبردهای امام خمینی(ره) در مدیریت دوران دفاع مقدس
امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و فقیه جامع الشرایط، ملت ایران را در مراحل مختلف هدایت و رهبری کرد؛ ایشان در حراست از میهن اسلامی، حتی یک گام به عقب ننشست و همانگونه که انقلاب اسلامی را با رهبری الهی، سیاسی خود به پیروزی رساند، دفاع مقدس را نیز با رهنمودها و فرماندهی خویش مدیریت کرد و آنچه حاصل شد، دستاوردی عظیم بود.
زیرا در دویست سال اخیر، برای اولین بار، ایران در جنگی نابرابر، حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد؛ از مستشاران خارجی کمک نگرفت و روی پای خود ایستاد و خود را به عنوان قدرتی که میتواند پشتوانه مستضعفان جهان باشد، تثبیت کرد.
مهمترین راهبردهای امام خمینی(ره) در مدیریت دفاع مقدس، افزون بر آگاهی از امور جنگ از کانالهای رسمی و غیررسمی، نظارت بر عملکرد کارگزاران نظام در ارتباط با مسائل دفاع مقدس بود تا جنگ به عنوان اولویت اول کشور توجه شود و با درنظر گرفتن اهمیت فضای رسانهای، از آنها خواست تا مطلبی را در جهت تضعیف دفاع مقدس منتشر نکنند؛ ایشان همچنین تلاش کرد تا همه نیروها و عموم مردم را برای دفاع مقدس، سازماندهی مناسبی کند.(حسن ارجینی، زهرا علیمردانی، راهبردهای امام خمینی در مدیریت دفاع مقدس)
از راهبردهای دیگر حضرت امام برای مدیریت بهتر دفاع مقدس، مشخص کردن بخشهای مختلفی بود که با دادن اختیارات به آنها، به خوبی مسائل مختلف جنگ را اداره کنند.
ایشان همچنین بر این مطلب تأکید داشتند که تصمیمگیری در امور جنگ، باید براساس تخصص باشد و کسانی که در این زمینه تخصص ندارند، در تریبونهای عمومی اظهار نظر نکنند.
امام راحل با طرح عوامل داخلی که مانعی برای جبهههای جنگ بودند، به مقابله با آنها پرداخت و با بازداشتن نیروها از توجه به مسائل انحرافی، خنثی کردن فعالیت ستون پنجم و شایعات و نیز کماهمیت جلوه دادن حوادث داخلی، سعی در تقویت جبهههای جنگ داشتند، البته ایشان معنویت رزمندگان اسلام و تأثیر آن بر پیروزی در دفاع مقدس را از راهبردهای مهم در این عرصه میدانستند.
امام خمینی (ره) با بهرهگیری از اصول روان شناختی میکوشیدند آرامـش کشـور و ملت را در شـرایط حاد و بحرانی حفظ کنند.
ایشان به شیوه بسیار ساده و قابل فهمی مسائل جنگ و مشکلات مربوط به آن را با مردم در میان میگذاشتند و از فرهنگواره دینی در شناساندن جنگ بهره میبردند.
دفاع از سرزمینهای اسلامی مبنای سیاست خارجی جهادی در اندیشه امام خمینی(ره)
امام خمینى(ره)به عنوان رهبرى انقلاب و بانى سیاست خارجی جهادی در جهان معاصر در مصاحبه با هفته نامه امریکایى تایم، در نهم آذر 1358، در تشریح این سیاست فرمودند:
«ما معادله جهانى و معیارهاى اجتماعى و سیاسى که تا به حال به واسطه آن، تمام مسائل جهان سنجیده مىشده است را شکستهایم؛ ما خود چارچوب جدیدى ساختهایم که در آن، عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفتهایم؛ از هر عادلى دفاع مىکنیم و بـر هـر ظالمى مىتازیم ... ما این سنگ را بنا خواهیم گذاشت، امید است کسانى پیـدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل متحد و شوراى امنیت و سایر سازمانها و شوراها را بر این پایه بنا کنند».
در واقع، اینگونه تعابیر، تداعی کننده منویاتی است که در جهاد تعقیب میشود؛ در همین راستا بنیانگذار جمهوری اسلامی فراتر از احساسات ملی و میهنی و فراتر از چارچوبهای مقرر در متنهای حقوقی بینالمللی کـه دفاع جمعـی را در قالبهایی از پیش تعیین شده و در چارچوب معاهدات خاص به رسمیت میشناسد، خود را بـرای هر اقدام ظلمستیزانه در هر کجای جهان و در هر محیط جغرافیایی آماده میسازد و میگوید:
«براى من مکان مطرح نیست، آنچه مطرح است، مبارزه بر ضد ظلم است؛ هر جا بهتر این مبارزه صورت بگیرد، آنجا خواهم بود».(امام خمینی، آیین انقلاب اسلامی، ص390)
آمادگی برای این مبارزه انسانی تا بدانجاست که نثار جان را نیز توجیهپذیر ساخته و رهبری این نهضت در این باره میفرماید: «خداى تبارک و تعالى ما را مکلف کرده که با این طور اشخاص، با ایـن طـور ظلم ، با اینهایى که اساس اسلام را دارند متزلزل مىکنند و همه مصالح مسلمین را دارنـد بـه بـاد مىدهند، ما مکلفیم که با اینها معارضه و مبارزه بکنیم؛ اگر یک وقتى هم دستمان برسد، دست به تفنگ مىکنیم و معارضه مىکنیم؛ خودمان تفنگ به دوشمان مىکنیم و معارضه مىکنیم».(صحیفه نور، ج3، ص184)
رهبر معظم انقلاب که ادامه دهنده راه و مشی امام راحل هستند؛ نیز یکی از ویژگیهای جهانیسازی اندیشه اسلامی را تعقیب راهبرد جهادی در گفتمان و عمل میدانند.
تلاش رهبری برای احیای گفتمان جهادی در محیط داخلی و بینالمللی نظام، در همه عرصههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، از نمودهای توجـه ایشان به کارآمدی گفتمان جهادی در ادامه مسیر انقلاب اسلامی است.(محمدرضا، باقرزاده؛ درآمدی بر نقش جهاد در تدوین دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران)
بر اساس همین تفکر جهادی است که امروز جمهوری اسلامی به عنوان قدرت منطقهای مطرح در خاورمیانه، در مبارزه با گروههای تروریستی همچون داعش در کشورهای اسلامی از جمله عراق و سوریه، مستقیم وارد عمل شده است و با تجهیز نظامی حزب الله لبنان و انصار الله یمن در جهت حفظ و حراست از سرزمینهای اسلامی و مصالح مسلمانان از هیچ تلاشی دریغ نمیورزد.
اهمیت دفاع از سرزمینهای اسلامی تا جایی است که امام خمینی(ره) به صراحت فرمودند: «ما براى دفاع از اسلام و ممالک اسلامى و استقلال ممالک اسلامى، در هر حال مهیا هستیم؛ برنامه ما که برنامه اسلام است، وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامى است، برادرى با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم پیمانى بـا تمـام دول اسلامى است در سراسر جهان ...».(صحیفه نور، ج1، ص84)
جمعبندی
همانگونه که سیاست بلندمدت آمریکا پس از فروپاشی شوروی سابق مبنی بر نفوذ در کشورهای اسلامی، روبهگسترش است، سیاستهای کلی مقاومت مردمی نیز در حال شکلگرفتن است و راه خود را به سوی تکامل و نظم و قانونمندی در دو جبهه خارجی و داخلی میپیماید.
در این حال بدیهی به نظر میرسد که این سیاستها باید طبق موازین فقه اسلامی نظریهپردازی و سپس قانونگذاری شود تا مسلمانان، همگی بر طبق آن مقاومت خود را به انجام رسانند.
جنگ تحمیلی هشت ساله در ایران از نمونههای عینی دفاع از سرزمین اسلامی است که با مدیریت داهیانه امام خمینی(ره) بدون از دست دادن یک وجب از خاک ایران، سبب صدور انقلاب اسلامی، شکلگیری هستههای مقاومت، بیداری اسلامی و گسترش گروههای جهادی در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی شد.
کاربست عنوان «دفاع مقدس» برای جنگ تحمیلی حاکی از پیوند اندیشههای اسلامی با شرایط موجود بود؛ براین اساس در تمامی این دوران، رزمندگان شرایط موجود را با تأکیدات قرآنی و اسلامی در زمینه جهاد دفاعی مطابقت میدادند؛ از اینرو، مفاهیمی که در بطن آموزههای دینی در صدر اسلام، موجب انگیزش مسلمانان میشد، در این دوره نیز زمینههای تاثیرگذاری پیدا کرده بودند.
مشروعیت جهاد و دفاع از سرزمینهای اسلامی در فقه اسلامی، اصلی مسلم و تردیدناپذیر است؛ از اینرو سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز باید بر پایه اندیشه ملهم از قانون جهاد پایهریزی شود؛ اندیشهای که امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنهای(دام ظله) نیز بر آن تأکید داشتهاند./825/701/د
مجتبی عباسی
منابع
1. قرآن کریم
2. احمد ابن فارس ابن زکریا، معجم مقائیس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
3. سعید الخوری الشرتونی، اقربالموارد، قم، منشورات مکتب المرعشی النجفی، 1361.
4. محمدحسن، نجفی، جواهر الکلام؛ دارالأحیا التراث العربیه.
5. محمدتقی، جعفری، جهاد در اسلام، گردآورنده، محمدرضا جوادی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1378.
6. جعفر، کاشفالغطاء،کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم،
7. سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله.
8. علامه حلى، ارشاد الاذهان، ترجمه مهدی نجفی اصفهانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1391.
9. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، مؤسسه الوفا، بیروت، 1403 ق.
10. محمد مهدی، آصفی، مبانی فقهی مقاومت مسلحانه، ترجمه محمد غروی نائینی، فصلنامه اندیشه تقریب، سال پنجم، شماره نوزدهم.
11. حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک الصحیحین، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، ج 4، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1411ق.
12. حسن ارجینی، زهرا علیمردانی، راهبردهای امام خمینی در مدیریت دفاع مقدس، فصلنامه علمی، پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، سال 12، پائیز 1394، شماره 42.
13. امام خمینی، آیین انقلاب اسلامی، معاونت پژوهشی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
14. محمدرضا، باقرزاده؛ درآمدی بر نقش جهاد در تدوین دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ، فصلنامه معرفت سیاسی، سال دوم، شماره دوم، پاییز و زمستان 1389.
15. محمدبن حسن، حر عاملی، وسائل الشیعه.
16. امام خمینی، صحیفه نور.